زن بودن
نیز در جایی به پایان می رسد
|
|
|
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 تیر1388 توسط الهام غلامی
|
- پیرو گفتگوهایی که داشتیم درباره ریتم و شکل موج سینوسی، یک سایتی پیدا کرده ام که در آن تاریخ تولدتان را می دهید و برایتان تغییرات ریتمی بدنتان را روزانه ایمیل می کند. نمی دانم تا چه حد درست اما خیلی جالب است. امتحان کنید.
- مانده ام با اینهمه دوست داشتن چه کار می توان کرد. اینهمه دوست داشتن را توی چه قالبی می توان ریخت. آیا آتش این دوست داشتن با نزدیکی بیشتر کمی خنک می شود؟ با نزدیک تر و نزدیک تر و نزدیک تر شدن..... با یکی شدن و حل شدن و نابود شدن؟ چه خوب نابود شدن و ویران شدن و ققنوس وار سر برآوردن را می دانم! - خواب مجسمه گلی بزرگی را می دیدم که ناگهان ترک برداشت و یک لایه از رویش خرد شد و ریخت زمین و از زیر این لایه، یک مجسمه دیگر بیرون آمد.... شکل و شمایلش همان بود و فقط یک لایه کوچکتر شده بود اما این، آن مجسمه نبود.... - آن دوستم که در یک پست برایش نوشتم که صبر کند تصمیم خودش را گرفته. تصمیم گرفته صبر نکند. کاری از دست من بر نمی آید و حتما خودش بهتر صلاح خودش را می داند. موفق باشی دوست من. - همینجوری علکی احساس پیر شدن می کنم. حس می کنم دیگر مثل سابق ها توان گرفتن تصمیم های بزرگ و استقبال از چیزهای تازه و شروع های تازه را ندارم. همه اینها به اضافه محافظه کاری بیش از حد یعنی همان پیر شدن... |
|
FreeCod Fall Hafez