تبليغاتX
زن بودن
زن بودن
نیز در جایی به پایان می رسد
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 31 خرداد1388 توسط الهام غلامی |
یک بار فیلمی دیدم که در اون مردی مدیر عامل یک تشکیلات بزرگ بود. فکر کنم 3000 تا کارمند داشت (تعداد کارمندا هم مثل اسم فیلم یادم نمیاد) تا اینکه یک روز که متوجه شد کارمنداش ناراضی هستند و نشریه ای اعتراضی در کل شرکت پخش شده (و درست کردن نشریه کار پسر شیطون خودش بود البته) خیلی توی فکر فرورفت. باور نمی کرد که کارمنداش انقدر معترض باشن.

معاونش رو صدا زد. بهش گفت درو ببند. معاون درو بست. گفت کراواتت رو باز کن. معاون کراواتش رو باز کرد. بهش گفت کتت رو دربیار. معاون کتش رو در آورد. بهش گفت پیرهنت رو هم در بیار. معاون در آورد. همینطور دونه دونه لباسها در اومدن تا فقط یه لباس زیر باقی موند و معاون بدون اعتراض هر کاری مدیرش می گفت انجام می داد (تمام این سالها این کارو کرده بود)....... مدیر ناگهان ساکت شد.....پی به حقیقت تلخی برده بود.... به معاونش گفت:"...و اگه من ازت بخوام تو به درآوردن همه لباسها ادامه میدی؟" معاون خجالتزده سکوت کرد....

مدیر به معاونش گفت از اتاق بره بیرون. ولی قبل از اینکه بره ازش یه سوال پرسید. گفت: به نظرت کدوم یکی از ما پست تریم؟ من که این درخواست رو ازت کردم یا تو که به درخواست من عمل کردی؟


درباره وبلاگ

زن بودن در جایی به پایان می رسد همچنان که مرد بودن نیز به پایان می رسد و انسان با وجودی یکپارچه و با ترکیبی از زنانگی و مردانگی در درونش مواجه می شود. وجودی یکپارچه که جنسیت ندارد و "روح انسانی" نامیده می شود. روحی که مخاطب خداوند است.


زن بودن را که شروع کردم برای این بود تا بخش زنانه وجودم را محترم بدارم و خود را به آن نزدیک تر کنم. ویژگی های ارزشمند زنانه ای در خودم دیدم که همیشه نسبت به آنها بی مهر بودم.

در مسیر زن بودن یاد گرفته ام زنانگی و مردانگی دو وجه جدا از هم نیستند بلکه هر یک در بستر دیگری تعریف می شود و زن بودن با مرد بودن ارتباط عمیقی دارد چنانچه درک و پرورش هر یک به درک و پرورش دیگری نیز نیازمند است.

و اکنون " زن بودن " دارد به پایان می رسد تا قدمی بزرگ به سوی فرا رفتن از جنسیت برداشته شود.



elham21@gmail.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
Blog Skin