زن بودن
نیز در جایی به پایان می رسد
|
|
|
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 فروردین1388 توسط الهام غلامی
|
توی مدیریت و بحث های کیفیتی، مفهومی هست به نام " پایش مستمر ". پایش مستمر روالی رو ایجاد می کنه تا فرآیند شما از طریق مراقبت دائمی پارامترهای مختلف موثر بر اون فرآیند همیشه دارای کیفیت مطلوب باشه.
پایش مستمر درونی هم قابل تعریفه. میشه سیستمی ایجاد کرد که انسان خودش روی خودش پایش دائمی داشته باشه. روی افکارش گفتارش و رفتارش.... به نظر شما برای اینکه همیشه مراقب سیستم روحی و روانی خودمون باشیم چه کار باید بکنیم؟ آیا برای این منظور سیستمی می شناسید ؟ نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 فروردین1388 توسط الهام غلامی
|
همکاری داریم که هر وقت روز که می بینمش در جواب من که می گویم " سلام" جواب می دهد: " شما هم خسته نباشید!"
نمی دانم گوش هایش سنگین است یا اصلا گوش نمی کند یا شرطی شده که بشنود خسته نباشید. به هر حال همه ما آدمها گاهی گوش هایمان سنگین می شود گاهی اصلا سعی در شنیدن نمی کنیم گاهی فقط به شرطی شدگیهایمان می اندیشیم. وقتی اتفاقی برای ما رخ می دهد وقتی یک نفر سعی دارد به ما چیزی بگوید وقتی پیامی به ما می رسد چقدر سعی می کنیم خوب گوش کنیم و پیام حقیقی را دریافت کنیم و متناسب با حقیقت پیام واکنش نشان بدهیم؟ چقدر عجولانه به واکنشی یکنواخت به ضرباهنگ زندگی خو کرده ایم؟ زندگی هیچ دو لحظه ای سلام تکرای نمی کند. زندگی هر لحظه سلام نویی به ما می کند. به هر سلام نوی زندگی سلام نویی جواب بدهیم و از پاسخ تکراری ملال آور بپرهیزیم. نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 فروردین1388 توسط الهام غلامی
|
داستان یوسف پیامبر در قرآن احسن القصص نامیده شده و به حق زیباترین داستان هست. داستان زندگی پرفراز و نشیب یوسف، زیبا و جذاب است و سرشار از معانی و شامل مفاهیم زیادی چون عشق، وابستگی، ایمان، قدرت، زیبایی و ....
حالا این بهترین داستان را حتی اگر تلویزیون ایران هم بسازد با آن بازی و سناریو و همه چیز ضعیف باز به خاطر اینکه بهترین داستان است خوب میشود. و اگر این سریال باعث شده باشد یک عده فکر کنند، سریال موفقی محسوب می شود و خوب من دیدم که جز خودم خیلی ها به معانی این داستان فکر کرده اند و متاثر شده اند. درباره رنج: سرود سبز رویش در کامنت پست قبلی ضمن اشاره به آیه ای از قرآن ( الا ان اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون سوره یونس آیه 62) نوشته اند که لزومی ندارد راه رشد از رنج بگذرد. دوست دارم نظر دوستان را در این مورد بدانم. حمید نوشته است که هر وقت مشکلی دارد یاد خدا می افتد و وقتی مشکلش تمام می شود خدا را هم از یاد می برد و می گوید اصلا ما خدا را ساخته ایم تا ناکامی هایمان را گردن کسی بیندازیم... نظر شما چیست؟ لطفا در دو مورد بالا نظرتان را برایم بنویسید. نوشته شده در تاريخ شنبه 22 فروردین1388 توسط الهام غلامی
|
...وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ... اسراء 39
یادت باشه هر وقت گفتی " کارم دست فلانی گیره" یعنی برای خدا شریک قائل شدی. کار همه فقط دست خداست و هیچ کسی و چیزی در این احاطه کامل بر امور بندگان شریک خداوند نیست. اگر خدا بخواد کار آدم درست میشه و اگر نخواد حکمتی در اون هست و درسی در اون گرفتاری هست که وقتی اون درس رو بگیری اون رنج به پایان می رسه. مثل یعقوب نبی که وقتی درس رو گرفت رنجش پایان گرفت. البته درس آدمها با توانایی روحی مختلف متفاوته. هر چی آدم از لحاظ روحی تعالی پیدا می کنه این درس سخت تر میشه و رنج ها هم بیشتر... توی قرآن تأکید زیادی شده به اینکه به خدا شرک نورزید و برای خدا شریک نگیرید. این سوال برام بود که اگه شرک فقط بت پرستی باشه و اینکه مثلا اعراب جاهلیت می رفتن جلوی بت ها سجده می کردند و اونها رو عبادت می کردند خیلی پیش پا افتاده هست و اینکه اینهمه توی قرآن به این موضوع تاکید شده برام سوال بود. الان می دونم که هر لحظه ای که فکر کردی کسی در کنار خداوند دخیل در اموره دچار شرک شدی. از کارمند فلان اداره گرفته تا رئیس جمهور کشور. از زندانبان گرفته تا مأمور اعدام. از قاضی گرفته تا پلیس. از پدر و مادر گرفته تا دکتر و پرستار.... همه " دیگران" هستند و خدا " یکی " و تنها خداست که امور بندگان در دست اوست و خدا از احوال بنده اش غافل نیست. و اینم یادت باشه که یأس هم از ویژگی کافران هست. لا يياس من روح الله الا القوم الكافرون سوره یوسف آیه 87 راستی سال نوی همه دوستان مبارک و سالی سرشار از شادمانی برای همه آرزو می کنم. امسال شخصی نویسی ندارم. اگر حرفی برای گفتن داشتم میام و می نویسم. |
|