تبليغاتX
زن بودن
زن بودن
نیز در جایی به پایان می رسد
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 اسفند1387 توسط الهام غلامی |
بهار زیباترین فصل طبیعت است. تغییرات شگرف طبیعت مژده ای به همه خسته دلان است تا از این زیبایی ره توشه بردارند و دل در گرو طراوت فریبنده اش بنهند و به یاد بیاورند زندگی-مرگ-زندگی یک چرخه بی زوال ابدی ست....

وبلاگ زن بودن را در فروردین ماه 87 ساختم و شروع به نوشتن کردم. برای من تجربه نوشتن در این وبلاگ که مسائل متنوعی را در برداشت و نگاه ویژه به مسائل مربوط به زنان داشت تجربه خوب و موفقی بود چه به لحاظ رضایت خودم و چه به لحاظ محبوبیت نزد دوستانی که لطف زیادی به این  وبلاگ داشتند. ضمنا از این طریق دوستان بسیار خوبی پیدا کردم و همانطور که در کنار وبلاگ نوشته ام بیشتر از اینکه من مسیر وبلاگ را تعیین کنم وبلاگ مسیر زندگی مرا شکل داده است و این یعنی یک کار موفق!

برای همه دوستان قلبی شاد در روزهایی سرشار آرزو می کنم.

 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 اسفند1387 توسط الهام غلامی |
بهش میگن دوست داری از این بدبختی بیای بیرون؟ دوست داری آزاد بشی ؟
میگه آره آره
میگن پس خودتو آماده کن قراره از اینجا ببریمت. باید اینجا رو مرتب و تمیز کنی و آت آشغالها رو جمع کنی. اونم با ذوق و شوق این کارو می کنه وقتی همه جا مرتب و تمیز شد مامور میاد و با قهقهه ای میگه گفتی دوست داری از اینجا بری بیرون؟ ها ها ها ها ها با یک حرکت همه چی رو دوباره به هم می ریزه و میگه تو محکومی اینجا بمونی برای ابد......
این  اتفاق هر روز و روزی چند بار رخ میده و هر بار اون باور می کنه و امیدواره تا حرف نگهبان درست باشه. امید، امیده و هرگز تموم نمیشه اما نگهبان هر بار اونو سنگ رو یخ می کنه و هر بار امیدش رو به یأس تبدیل می کنه و اون سرگردان در دنیای ارواحه.......چه گناهی کردم که به این تکرار ویرانگر محکوم شدم؟ چه گناهی کردم که سرگردانی ابدی مجازاتمه؟......

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 11 اسفند1387 توسط الهام غلامی |

انا خیر منه

......من از او بهترم.....


این است کلام شیطان....

هر وقت حس کردی از آدم روبروییت بهتری مطمئن باش که شیطان داره به جای تو حرف می زنه. "انا خیر منه" یعنی غروری که تو رو اگه فرشته هم باشی به ابلیس تبدیل می کنه. یادت نره الهام!


درباره وبلاگ

زن بودن در جایی به پایان می رسد همچنان که مرد بودن نیز به پایان می رسد و انسان با وجودی یکپارچه و با ترکیبی از زنانگی و مردانگی در درونش مواجه می شود. وجودی یکپارچه که جنسیت ندارد و "روح انسانی" نامیده می شود. روحی که مخاطب خداوند است.


زن بودن را که شروع کردم برای این بود تا بخش زنانه وجودم را محترم بدارم و خود را به آن نزدیک تر کنم. ویژگی های ارزشمند زنانه ای در خودم دیدم که همیشه نسبت به آنها بی مهر بودم.

در مسیر زن بودن یاد گرفته ام زنانگی و مردانگی دو وجه جدا از هم نیستند بلکه هر یک در بستر دیگری تعریف می شود و زن بودن با مرد بودن ارتباط عمیقی دارد چنانچه درک و پرورش هر یک به درک و پرورش دیگری نیز نیازمند است.

و اکنون " زن بودن " دارد به پایان می رسد تا قدمی بزرگ به سوی فرا رفتن از جنسیت برداشته شود.



elham21@gmail.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
Blog Skin