مهریه
معنی ش رو دقیقا نمی دونم ولی از اون جاییکه کلمه مهر توش به کار رفته حس مهر
ورزیدن مهربان بودن و ابراز مهر رو به آدم میده. توی عربی مثل اینکه بهش می گن
صداق و هدیه ای است که مرد به زن میده به عنوان تشکر از گرفتن جواب مثبت!
اما این
معانی اولیه هست و این پدیده هم مثل همه چی در طول تغییرات اجتماعی معنی متفاوتی
پیدا کرده. اصولا روابط اجتماعی پیچیده هست و تمام معانی خالص رو پیچیده می کنه. من
نظرات افراد مختلف رو دسته بندی می کنم و سعی می کنم این موضوع رو در این قالب
تحلیل کنم.
1- دسته اول برخورد کاملا منفی
ای با این موضوع دارن. به نظرشون مهریه توهین به زن هست و حالتی شبیه خرید برده رو
القا می کنه و به یادگار مونده از اقوام بدوی که زن رو مثل کالا خرید و فروش می
کردن هست. خیلی از فمنیست ها هم در این دسته قرار می گیرند و خیلی از آقایون... در
این دسته عنوان می شه که زن و مرد برابرند به همین دلیل عنوان کردن چنین بحثی
اساسا اشکال داره.
2- عده ای معتقدند مهریه فی نفسه
بد نیست ولی باید معقول و منطقی باشه. مثلا یکی از دوستان می گفت در حدی باشه که
زن در صورت طلاق بتونه زندگی آبرومندی داشته باشه
3- عده ای ( بیشتر تریپ مذهبیون)
14 سکه رو بهترین مهریه می دونن! مهریه حضرت فاطمه زهرا
4- عده ای هم معتقدند که مهریه
پشتوانه زن هست و می تونه مرد رو مجبور به تعهد بکنه و از هرز رفتن مرد جلوگیری
کنه
5- عده ای معتقدند شاید مهریه به
خودی خود انقدر مهم نباشه ( مثلا می گن ما بعد از عقد مهریه رو می بخشیم) اما
اینکه پسر در وهله اول برای نشان دادن میزان خواستار بودنشون هم که شده باید مهریه
پیشنهاد ی رو بپذیره
6- خوب یه عده هم می گن کی داده
کی گرفته! البته این حرفو قبلا می زدن در حال حاضر می دونیم خیلیا دادن خیلیا هم
گرفتن
7- بعضیا برای از بین بردن جنبه
مادی مهریه چیزیهای معنوی رو پیشنهاد می دن مثل نمی دونم چندهزار شاخه گل یا نوشتن
مثنوی معنوی و ... البته با توجه به حکمی که من شنیدم یه قاضی داده بود در مورد
مهریه یک خانومی که تعداد شاخه های گل رو با استعلام از گل فروشی قیمتش رو حساب
کرده بودن و خلاصه مثل اینکه چند صد میلیون شده بود!
و افکار وعقاید متفاوت دیگه! اما مهریه واقعا چیه و
چطور باید باشه! و اصلا آیا باید باشه یا نه! نظر شخص من اینه:
1- در یک جامعه برابر که در اون حقوق زن و مرد برابر
هست ( یک جامعه ایده آل) که البته حتی کشورهای مدعی مثل غرب هم هنوز نتونستن به
چنین ایده آلی دست پیدا کنن و در واقعیت جامعه شون نا برابری بیداد می کنه، بله
میشه گفت مهریه یک سنت زوال یافته هست و حتی می تونه توهین به زن هم تلقی بشه اما در
جامعه ای که در اون خیلی از قوانین عادی ما توهین به زن هست این آپشن کاملا منتفی
هست. در جامعه ای که قانونا زن حق طلاق نداره حق خروج از خانه بدون اجازه مرد
نداره ملزم به تمکین هست و ..... نمیشه اصلا در این مورد بحث کرد و اگر قرار هست
این موضوع به این شکل مطرح بشه در ابتدا باید تمام قونین تبعیض آمیز و همینطور سنت
های تبعیض آمیز از جامعه دور شده باشه که انقدر دوره که من در موردش اصلا حرف نمی
ز نم.
2- آپشن 2 رو در آخر بحث می کنم
3- مهریه فاطمه زهرا اونطور که در جامعه مد شده این
نبوده است. ظاهرا خیلی بیشتر بوده که من چون دقیقا نمی دونم نمی تونم در موردش بحث
کنم ولی قدر مسلم فاکتورهای اون زمان، همینطور کارکرد مهریه با الان فرق داشته و
نمیشه اون رو یک اصل بدون تغییر فرض کرد.
4- مجبور کردن مرد یا زن به تعهد مشمئز کننده هست.
بنده به شخصه شاهد زندگی های بسیاری بودم که هیج مهریه ای مرد رو ملزم به تعهد
نکرده و اگر کرده اون زندگی زندگی نفرتباری بوده. مثلا مردی که زنش رو طلاق نداده
بود چون نمی تونست مهریه شو پرداخت کنه و خرج زن و بچه ش رو هم می داد ولی دور از
اونها زندگی می کرد و همه افراد اون خاونواده در رنج بودن. و چه بسا روابط خارج از
عرف بدی هم این وسط شروع به شکل گرفتن بکنه
5- این م قابل بحثه
6-همونطور که گفتم نمیشه این حرفو زد چون به مدد لطف
بعضی حاج آقاها خیلی ها دادن خیلی ها هم گرفتن مهریه رو. خیلی ها هم به روز سیاه
نشستن به این خاطر!
7- این هم خوب افه جالبی نیست مهریه اصولا چیزی مادی
هست نه معنوی.
به هر حال همونطور که گفتم مهریه در صورتی می تونه
یک فاکتور منفی باشه که ما در یک جامعه ایده آل زندگی کنیم و از اونجاییکه من آدم
خوش بینی هستم معتقدم یک روز به اون نقطه می رسیم اما در حال حاضر ما با یک پدیده
در ازدواج مواجهیم که برای عده زیادی به عنوان مانعی در راه ازدواج قلمداد میشه.
اصولا سبک ازدواج در ایران حتا دخترها و پسرهایی که
مدت طولانی با هم دوست هستن و حتا کسانی که ارتباط نزدیکی با هم داشتن در نهایت به
چهارچوب خانواده ها، سنت خواستگاری و دخالت مستقیم خانواده ها در امر ازدواج و
زندگی زناشویی جوان ها منجر میشه. یعنی ما در ایران ازدواج مدرن نداریم و همه
ازدواج ها سنتی محسوب میشن. در ازدواج سنتی هم مهریه یکی از فاکتورهای مهم هست.
از طرفی عشق در قالبی کاملا متفاوت با ازدواج جا می
گیره. در عشق شما با احساسی معنوی روبرو هستین اما در ازدواج مطلقا با یک قرارداد
اجتماعی مواجه هستین. و در قرارداد بدون رودربایستی صحبت بده بستان هست. پس طبیعیه
که مساله مادیات یکی از فاکتورهای مهم اون م حسوب بشه
پس به دلایل متعدد و از جمله اینکه زن از نظر
احساسی دوست داره هدیه ای مادی از طرف مرد دریافت کنه و اصولا در طول تاریخ زنها
در قبال سکس همیشه حمایتی از طرف مرد دریافت می کردن و خوب در دنیای امروز مهم
ترین حمایت می تونه پول باشه مهریه فی نفسه لازمه و بودنش خوب هست ( اینکه ازدواج
برابر با سکس نیست قبول ولی خوب محرک اصلی و اولیه ازدواج به نظر من همینه)
اما در مورد میزانش و روزیکردی که میشه بهش داشت به
نظر من بهترین تعریف در حال حاضر برای مهریه اینه: " هدیه ای که مرد بر حسب
توان مادی خودش و بر اساس خواست قلبی خودش به زن پیش کش می کنه". ممکنه مرد
در اون لحظه توان پرداختش رو نداشته باشه ولی در نهایت این توان رو در خودش احساس
می کنه که قادره یک روزی این مبلغ رو به زن پرداخت کنه و البته نه به شکلی که مرد
رو به خاک سیاه بنشونه و کاری کنه که دیگه قادر نباشه از زیر بارش بلند شه. با
توجه به اینکه پیش بینی ما از زندگی مشترک یک عمر هست ممکنه مرد سال ها بعد قادر
به پرداخت باشه که در اون صورت به محض توان باید پرداخت کنه و هیچ ربطی به ادامه
یا عدم ادامه زندگی نداره.
زیبا بود اگر قانونا زن و مرد شریک حقیقی زندگی هم
محسوب می شدند و در صورت طلاق بدون برو برگرد همه دارایی تقسیم می شد و در صورتیکه
یکی از دو طرف امکان کار کردن نداشت دیگری متحمل مخارجش می شد. چه زیبا بود اگر زن
و مرد وارث قانونی اموال هم بودند. چه زیبا بود اگر...
و چه زیبا
بود اگر ما جامعه ای داشتیم شامل زنانی که موجودیتشون به مرد وابسته نبود تا اگر
مرد به اونها بی مهری می کرد یا دیگه اونها رو نمی خواست اونها همه چیز رو تموم
شده ببینن و برای نیفتادن به چنین روزی مجبور بودن چنین ضمانت هایی از مرد
زندگیشون طلب کنن!
من خودم به عنوان یک زنی که کار می کنه و این توان
رو در خودش می بینه که در هر شرایطی روی پاهای خودش بایسته و خودش رو نبازه مهریه
برام کارکردش فقط یک چیز هست! همون مفهوم اولیه! هدیه ای از جانب مردی که منو
انتخاب کرده و البته ترجیح می دم خودش این هدیه رو پیشنهاد بده نه اینکه من تعیین
کنم و البته نمی خوام میزانش کم باشه چون خواه ناخواه به میزان علاقه ش و میزانی
که حاضره برای من مایه بگذاره ربط پیدا می کنه! همونطور که اگه منو به رستوران
ارزون قیمت ببره خوشم نمیاد. همونطور که اگه روز تولدم برام کادو نگیره... اوه نه
هرگز نمی تونم ادعا کنم یک زن غیرمادی هستم. پول و مادیات با همه جنبه های زندگی
ما آمیخته هست و مادی نبودن توی این دنیا یا دروغه یا زیبنده عارفانی انگشت شمار.
من که ساده و صادقانه می گم نه دروغگو هستم نه عارف!
در پست بعدی دوباره میریم تو فاز داستان گویی و می خوام داستان واسالیسای عاقل رو تعریف کنم و تقدیم کنم به رز عزیزم!